خرید بک لینک
یه زمانی ایتقدر لیست وب دوستانمو شلوغ کردم که تعدادشون به ۲۰۰ تا رسید. بعدش شروع کردم به حذف کردن تا اینکه رسیده به ۷۹ تا. کمرم شکسته زیر این حجم عظیم. یه فاجعه ای شده بود که صفحه آخر چندتا وب بود که

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

همینجا نشسته بودم و داشتم فکر میکردم امروز هم هیچ پستی ندارم ولی میخوام پست بذارم(مرض دارم میام اینجا که از اعتیادم مینالم). تو همین فکرها بودم که دیدم بابام بلند شد و رفت اون طرف. گفتم چی شد؟ نگاهی ک

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

یکی به من بگه چرا من هر کاری تو وبم میکنم باید اسکی جلوه کنه؟؟اسم وبمو گذاشتم یادداشت های یک حواسپرت،چند روز بعد دیدم یه نفر چند روز قبل از من وب زده و اسمشو گذاشته یادداشت های فلانی..وویس میخواستم بذ

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

عنیمعیکی جلو منو بگیره این وقت شب دارم وسوسه میشم برم انیمه ببینم..صد گیگ نت گیرم اومده و الان میخوام انیمه بخورم..اگه یه انیمه شروع کنم سه تا قسمت حداقلشه..با سرعت ۱.۲۵ میبینم،سر جمع میشه ۴۵ دقیقه ینی دو

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

به کاهدون زدی دادا+ عشق افلاطونی.- یکم بیشتر توضیح بده من باب این عشق(چانه اش را میخارانَد)+ عشقی که فارغ از فاز جن.سیه و صرفا وابستگی عاطفیه (به ریش سفیدش دست میکشد و لوگو ویکی پدیا را متجسم میشود)- بعد کدوم عشقت رو م

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

رفتم دیدم امروز هم تعطیله،تو راه به خودم میگفتم دیگه نرو سمت میم میم ^_^ اینا،اگه دیدی داری به خونه شون نزدیک میشی برگرد..هر جا که بودی برگرد..حتی اگه وسط اون خیابونی بودی که میبینیش..رفتم جلوتر گفتم

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

مشغول مطالعه پشت میز بودم،دیدم گرسنم، نشستم روی زمین..دیدم بیشتر گرسنه ام، خم شدم روی کتاب و جزوه ام..دیدم نه خیلی گرسنم، خوابیدم کف زمین و جزوه رو بردم بالا تو دستم گرفتم..دیدم هر چی میخونم نمیفهمم،

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

چهارمین بلوغ O_Oحس میکنم دارم برای چهارمین بار به بلوغ میرسم..جوون تر که بودم یه بچه جیغ جیغو و وحشی بودم..بعد از بلوغ اولم صدام بم شد (یه چیزی تو مایه های کیکاووس یاکیده)هی میگفتن صدات بمه[این کجاش بمه؟ ]گذشت تا این

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

چرک و چرب و ژولیده و بوعرقیما نرفتیم زین جهان (ماتحت لق دیگران)دو تا ماسک دارم با تخفیف بتون میدم..یکیش تو جیبم بود روش شورت گذاشتم،بعد یادم اومد ماسک اونجا گذاشته بودم یکی دیگه هم اینقدر استفاده شده که رنگش رو به سیاهیهدو هفته

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

گفتم زودتر میام زودتر هم میرم ولی فقط یه ساعتمو اینجا حروم کردم. الانم دارم حمله میکنم به یه انیمه که یه فصلشو کلا ببینم. کلا کار و زندگیو هم ول کنم. الان این نمیاد.

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 4:22

صفحه بندی